المحقق النراقي

489

خزائن ( فارسى )

معرفت بر سه قسم است * و بدان كه : معرفت بر سه قسمت : عقلى و نظرى و شهودى . عقلى چنان كه عقل هر كس حكم مىكند بر صانع حتى كفار « ليقولن اللّه » و « ليقربونا إلى اللّه زلفى » و به استدلال عقل پى مىبرند و غرض از تعلق روح همين معرفت نيست چه اين در اول هم بود « ألست بربكم قالوا بلى » و اين معرفتى است كه نظرى است و كافر و مسلم را حاصل است بلكه بهتر از اين مىخواهند « ليس الخبر كالمعاينة » و بسا باشد كه اين بز ندقه و كفر مىكشاند چه عقول مختلف و ادله عقليه به سبب عقول متفاوت مىشود . و نظرى آن است كه [ از عقل ] به أحسن پى مىبرد به اين نحو كه از در « و أتوا البيوت من أبوابها » در آيد و تخم روح را پرورش دهد . بر قانون شريعت نظر بر آيات آفاق و أنفس نمايد و به طريقى كه از شريعت رسيده حكم به صانع و صفات و كمالات او كند و از هر مظهرى مظهرى را بفهمد و به سرّ « فى كل شىء له آية » برسد و پا به عتبه عالم ايقان نهد « و كذلك نرى إبراهيم ملكوت السموات و الارض » را بداند و به معنى « ما رأيت شيئاً إلا و رأيت اللّه معه » را درك كند و اين مرتبه اگر چه بسيار بلند است و مقام خواص است اما هنوز تخم انسانيت در شكوفه است و ميوه‌اى كه مقصود اصلى است بار نياورده و به درجه ثمر حقيقى كه به مرتبه شهودى است نرسيده و آن مرتبه‌اى است كه بعد از دو مرتبه اول قدم بر قدم شريف نهد و به طريقى كه از موصله از راه شريعت به ارشاد صاحب شريعت سلوك كند تا نفحه ربانيه رسد « ألا و للّه فى أيام دهركم نفحات فتعر ضوالها » « من تقرب إلى شبراً تقربت إليه ذراعاً » گر در ره عاشقى قدم راست نهى * معشوق در اول قدمت پيش آيد